پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

قطعات

شمارهٔ ۲۴ - طباخ بهشت

شرم بادت گفته ای عرفی فلانرا خام گفت

بایدت گفت آتش اندیشه زین به بر فروز

هیچکس گوید عطارد راکه تیرش نارساست

وربگوید میتوان گفتن بتیرش برمدوز

هیچکس گوید که طباخ بهشت این خام پخت

وربگوید میتوان گفتن که این هیزم مسوز

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۶ - برهان وسواسای قوی برهان وسواست علیکم بالسکوت
  2. شمارهٔ ۲۷ - درصفت اسبشاهنشها ! حقیقت اسبی که داده ای
  3. شمارهٔ ۲۸ - ملازم شعراگر ملازم شعرم مدان که بی خبرم
  4. شمارهٔ ۲۹ - گریه بی اثرچه گویمت که نیرزد بگفتگو«عرفی»
  5. شمارهٔ ۳۰ - شکوائیهشعر فخر و شاعران ننگین ز فرط حرص و آز
  6. شمارهٔ ۳۱ - ذکر مفاخرمنم عرفی امروز کز کشت طبعم
  7. شمارهٔ ۳۲ - توبیخای که درآئینه ام خود راسیه رو دیده ای
  8. شمارهٔ ۳۳ - اعتذاراز خجلت این گنه که عفوش
همه‌ی قطعات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.