پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

قطعات

شمارهٔ ۹ - درشکایت روزگار

عرفی آغاز گریه کن شاید

این کهن خاکدان خراب شود

ناله ای کن مگر ز تأثیرش

دهر نامهربان خراب شود

از فغان سینه ریش و غم برجای

خانمان فغان خراب شود

منم آن کعبه کز خرابی من

بیت معمور جان خراب شود

گر سمومی وزد ز باغ دلم

ثمرات جنان خراب شود

گر شرابم کنند در دامن

مشرب انس و جان خراب شود

همتم گر بساط برچیند

کشور لامکان خراب شود

گر من از گفتگو بیاسایم

دار ملک زبان خراب شود

مرغ اندیشه را اگر خوابم

بیضه در آشیان خراب شود

دل و طبعم اگر نه عطسه زند

مغز دریا و کان خراب شود

من کجا حبس روزگار کجا

خانه آسمان خراب شود

گر بطاق دلم شکست افتد

قبله قدسیان خراب شود

چند گویم که گر ز پا افتم

بشکند این و آن خراب شود

شیشه آسمان بدست من است

گر بیفتم جهان خراب شود

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱ - خفض جناحملاف عرفی از این ترهات و ژاژ مخای
  2. شمارهٔ ۱۲ - سعدی و عرفیدی کسی گفت که سعدی گهراندوز سخن
  3. شمارهٔ ۱۳ - باغ وصلبیا ای بخت سرگردان و بنشین
  4. شمارهٔ ۱۴ - مطایبهای که از تهمت مؤثر تو
  5. شمارهٔ ۱۵ - ذوق غزلعرفی نه ارث و کسب و نه زرق و نه حرص و آز
  6. شمارهٔ ۱۶ - قدرت طبعسخن شناسا گربیت بنده رد کردی
  7. شمارهٔ ۱۷ - نشاه دلهیچ دل راه بر درش نسپرد
  8. شمارهٔ ۱۸ - مهمان وعظای بلهوس که آمده میهمان وعظ
همه‌ی قطعات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.