پرش به محتوای اصلی
عبید زاکانی عبید زاکانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۸

من ترک شراب ناب نتوانم کرد

خمخانهٔ خود خراب نتوانم کرد

یک روز اگر بادهٔ صافی نخورم

ده شب ز خمار خواب نتوانم کرد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۰جان قصهٔ آن ماه سخنگو گوید
  2. رباعی شمارهٔ ۲۱عشق تو مرا چو خاک ره خواهد کرد
  3. رباعی شمارهٔ ۲۲تا ساخته شخص من و پرداخته‌اند
  4. رباعی شمارهٔ ۲۳گر وصل تو دست من شیدا گیرد
  5. رباعی شمارهٔ ۲۴لب هر که بر آن لعل طربناک نهد
  6. رباعی شمارهٔ ۲۵از شدت دست تنگی و محنت برد
  7. رباعی شمارهٔ ۲۶زین گونه که این شمع روان می‌سوزد
  8. رباعی شمارهٔ ۲۷قومی ز پی مذهب و دین می‌سوزند
همه‌ی رباعیات ←

عبید زاکانی درباره‌ی عبید زاکانی

خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی شاعر و لطیفه‌پرداز نامدارایران در قرن هشتم هجری است. وی ازخاندان زاکانیان بوده و زاکانیان تیره‌ای از اعراب هستند که به قزوین مهاجرت کرده و آنجا ساکن شده بودند. وی به لحاظ وضعیت اجتماعی آن روزگار، به طنز روی آورد و نظم و نثر خود را وسیلهٔ حمله به عرفها و عادات نادرست و مفاسد و معایب طبقه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.