پرش به محتوای اصلی
عبید زاکانی عبید زاکانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۲

هر چند بهشت صد کرامت دارد

مرغ و می و حور سرو قامت دارد

ساقی بده این بادهٔ گلرنگ به نقد

کان نسیهٔ او سر به قیامت دارد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۴ای شعله‌ای از پرتو رویت خورشید
  2. رباعی شمارهٔ ۱۵فکری که بر آن طبع روان می‌گذرد
  3. رباعی شمارهٔ ۱۶آن زلف که بر گوشهٔ غلطاق نهاد
  4. رباعی شمارهٔ ۱۷درویش که می خورد به میری برسد
  5. رباعی شمارهٔ ۱۸من ترک شراب ناب نتوانم کرد
  6. رباعی شمارهٔ ۱۹آن خور که ازو قوت روح افزاید
  7. رباعی شمارهٔ ۲۰جان قصهٔ آن ماه سخنگو گوید
  8. رباعی شمارهٔ ۲۱عشق تو مرا چو خاک ره خواهد کرد
همه‌ی رباعیات ←

عبید زاکانی درباره‌ی عبید زاکانی

خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی شاعر و لطیفه‌پرداز نامدارایران در قرن هشتم هجری است. وی ازخاندان زاکانیان بوده و زاکانیان تیره‌ای از اعراب هستند که به قزوین مهاجرت کرده و آنجا ساکن شده بودند. وی به لحاظ وضعیت اجتماعی آن روزگار، به طنز روی آورد و نظم و نثر خود را وسیلهٔ حمله به عرفها و عادات نادرست و مفاسد و معایب طبقه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.