پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

مثنوی روز و شب

بخش ۱ - در توحید

منّت از ذوالجلال والاکرام

بَدو آغاز و غایتِ انجام

آفریننده وجود و عدم

پیش گیرنده حدوث و قدم

برگزیننده حق از باطل

کارپرداز عامل و عاطل

ره نماینده خطابینان

مونس بی دلان و مسکینان

مالک ملک اول و آخر

واضع حق باطن و ظاهر

اولیا رازدار پنهانش

انبیا کارساز فرمانش

از صفی الله از مبادی کار

درگرفته بدایت ادوار

گرچه دانم، نگویم از گندم

ترسم از اعتراض نامردم

کرده بر موجب شماره عام

بر نبی الله آن شماره تمام

دور طوفان ز اُمتش برخاست

چه کند جز چنان نیامد راست

چون اشارت سوی خلیل آمد

خلق را وعده سلسبیل آمد

او به امت نخواست الا خیر

لیک قاصر نظر ببیند غیر

پس از آن چون رسید دور کلیم

هم نکردند امتش تعظیم

لیک فرعون اگرچه بهتان کرد

نتوانست دفع ثعبان کرد

روح را بعد از آن مجسم کرد

بی مدد، نامش ابن مریم کرد

نفسش گرچه صد جهان جان داشت

مرده جهل را چه درمان داشت

رایت معجزات برده به ماه

نوبت دعوت حبیب الله

گرچه لولاک بود در شانش

غصه ها بُدْ ز ابن عمّانش

هرچه آید بدان کزو باشد

هرچه زو آید آن نکو باشد

که نه فرعون اختیار نداشت

بلکه موسی هم اقتدار نداشت

خضر ناجُسته آب حیوان خَورد

آن که جست و نیافت چِتوان کرد؟

ای منزه صفاتت از اوصاف

هرچه گویم بود محال و گزاف

نرسد در کمال تو ادراک

بیش از این نیست حل مشتی خاک

هم تو گویی، که گوید از تو دگر؟

نرسد در تو وهم و عقل و نظر

نرسد در صفات ذات تو کس

تو توانی رسید در خود و بس

منم و قعر بحر حیرانی

من چه گویم دگر تو می دانی

لیک نگزیرد از مناجاتم

چون تو باشی مجیب دعواتم

ورد این عاجز شکسته مدام

بس بود ذوالجلال والاکرام

ادامه‌ی مثنوی روز و شب

  1. بخش ۳ - در مدح شمس الدین علی شاہ نیمروزبعد توحید و نعت پیغمبر
  2. بخش ۴ - در سبب نظم این مثنوی و گفتگوی شاعر با شبشب نوروز در خرابهٔ خویش
  3. بخش ۵ - بردن باد صبا پیام شب را از برای روز و آغاز پیکارهشب فرستاد پیش روز رسول
  4. بخش ۶ - پاسخ روز به شببا صبا گفت: «دم مزن دیگر
  5. بخش ۷ - پیغام دوم شب برای روزباز شب داد روز را پیغام
  6. بخش ۸ - پاسخ روز یا خورشید به شبروز گفتش: «چه ترّهات است این‌؟
  7. بخش ۹ - پیغام سوم شب برای روز یا خورشیدشب دگرباره رفت با سرکار
  8. بخش ۱۰ - پاسخ روزروز گفت: «این چه زور و بهتان است
همه‌ی مثنوی روز و شب ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.