پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۹

شب نه تشویش صبا نی شور بلبل داشتم

خلوتی تا صبحدم با سنبل و گل داشتم

عیش ها سیل بهاری بود، تا آمد گذشت

صحبتی با دوستداران بر سر پل داشتم

یاد آن مستان که برچیدند از اینجا نقل و جام

بهره کیفیتی از جزو تا کل داشتم

پرتو اکسیر چشمانم به گنج افتاده بود

هرچه می بردند در بردن تغافل داشتم

کارم از یک زخمه آخر شد که ظاهر کرد عشق

هرچه در جوهر ترقی و تنزل داشتم

عشق و مستی زودتر زینم به مقصد می رساند

دیر از آن رفتم که در رفتن تأمل داشتم

در همه کاری مسافر را سبکباری خوش است

بسکه ماندم توشه در بار توکل داشتم

می‌شنیدم از «نظیری» عشق وی کردم هوس

کی چنین جانسوز دردی در تخیل داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۱خواهم که به آزادی دل نام برآرم
  2. شمارهٔ ۴۴۲خاک دیگر بر سر مژگان بی‌غم می‌کنم
  3. شمارهٔ ۴۴۳امروز پیشت از غم خود دم نمی‌زنم
  4. شمارهٔ ۴۴۴تا از قضای دشت به گلشن فتاده ام
  5. شمارهٔ ۴۴۵ز خیل نغمه‌سنجان رفتم و طرز کهن بردم
  6. شمارهٔ ۴۴۶سخن دوست گران بود فراوان کردم
  7. شمارهٔ ۴۴۷مشنو استغفار من کز اهل ایمان نیستم
  8. شمارهٔ ۴۴۸هنر در شست و ناوک در کف و زه بر کمان دارم
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.