پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۴

نه مقامی که در آن زاد سفر تازه کنیم

نه غباری که از آن سرمه نظر تازه کنیم

سوی این بادیه هرگز نوزیدست نسیم

سینه بر برق گشاییم و جگر تازه کنیم

همه از شعله چو پروانه پر انداخته ایم

وز طپیدن نتوانیم که پر تازه کنیم

تشنه دارند به بحر و دم آبی ندهند

خود لب خشک به خوناب مگر تازه کنیم

کی بود یار سفر کرده ما بازآید

جان مشتاق از آن سینه و بر تازه کنیم

خلق را فتنه این شهر فراموش شده

زخم پنهان بنماییم و خبر تازه کنیم

وقت آن شد که می از ساغر خورشید زنیم

لبی از خنده شادی چو سحر تازه کنیم

شمس دین اختر اعظم به سعادت خواهیم

نوبت سلطنت شمس و قمر تازه کنیم

بنده باشیم و ملوکانه حکومت رانیم

روش دیگر و آیین دگر تازه کنیم

به تضرع کله فقر ز سر برداریم

پادشاهانه همه تاج و کمر تازه کنیم

نقش امید «نظیری » به جهان نتوان یافت

به که این تخته بشوییم و ز سر تازه کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۶غساله شوی ته کاسه و ایاغ شدم
  2. شمارهٔ ۴۳۷بی روی تو پروانه ای امشب به چراغم
  3. شمارهٔ ۴۳۸ز جا نتوانم از کم نشئگی چالاک برخیزم
  4. شمارهٔ ۴۳۹شب نه تشویش صبا نی شور بلبل داشتم
  5. شمارهٔ ۴۴۰خود را کباب ازین دل خودکام کرده‌ام
  6. شمارهٔ ۴۴۱خواهم که به آزادی دل نام برآرم
  7. شمارهٔ ۴۴۲خاک دیگر بر سر مژگان بی‌غم می‌کنم
  8. شمارهٔ ۴۴۳امروز پیشت از غم خود دم نمی‌زنم
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.