پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۷

بی روی تو پروانه ای امشب به چراغم

خود را به چنان بی خودیی سوخت که داغم

مطرب به کنایت غزلی دوش ادا کرد

کز گریه شدم مست و شد از دست ایاغم

دور از تو ز خود رفتگیی می دهدم دست

کز پیش نظر ناشده گیرند سراغم

بویی اگر از مهر و محبت نشنیدم

گل را گنهی نیست، گرفتست دماغم

ای گلبن طالع چه نهی روی به زردی

فصلی نگذشتست ز سرسبزی باغم

گو جیب گشا صبحم و پر کن ز سیاهی

شد روشنی روز رقم بر پر زاغم

مشغول به علم و ادبی باش «نظیری »

تا چند شوی شیفته لابه و لاغم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۹شب نه تشویش صبا نی شور بلبل داشتم
  2. شمارهٔ ۴۴۰خود را کباب ازین دل خودکام کرده‌ام
  3. شمارهٔ ۴۴۱خواهم که به آزادی دل نام برآرم
  4. شمارهٔ ۴۴۲خاک دیگر بر سر مژگان بی‌غم می‌کنم
  5. شمارهٔ ۴۴۳امروز پیشت از غم خود دم نمی‌زنم
  6. شمارهٔ ۴۴۴تا از قضای دشت به گلشن فتاده ام
  7. شمارهٔ ۴۴۵ز خیل نغمه‌سنجان رفتم و طرز کهن بردم
  8. شمارهٔ ۴۴۶سخن دوست گران بود فراوان کردم
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.