پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۱

درین بستان به جهد از خار بگسل

چو گل خندان شو و از بار بگسل

اگر تعویذ بر بالت گران است

به زخم ناخن و منقار بگسل

سر رشته به بگسستن توان یافت

ز هم این تار را یک بار بگسل

ز پیش دیده ام بردار کونین

گره از پرده رخسار بگسل

غمت گو ناخنی در دل فرو کن

نمی گویم گره بسیار بگسل

پس از چندین ورع ترسم که گویند

شهادت عرضه کن زنار بگسل

میانی کز ریا بستی به خلوت

برو در صحبت خمار بگسل

شهود او «نظیری » سرسری نیست

زبان از ذکر و دل از کار بگسل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۳نیم ز کعبه به می خوردن مجاز خجل
  2. شمارهٔ ۴۰۴زان شب که یار کرد نگاهی به سوی دل
  3. شمارهٔ ۴۰۵نخست عشق به میخانه کرد نزول
  4. شمارهٔ ۴۰۶کتاب خوانده شد و، شبهه‌ای نشد مغفول
  5. شمارهٔ ۴۰۷منادیست در آن کو که خون زنده سبیل
  6. شمارهٔ ۴۰۸صبح چو دم برآورد همرهی صبا کنم
  7. شمارهٔ ۴۰۹ما حال خویش بی‌سر و بی‌پا نوشته‌ایم
  8. شمارهٔ ۴۱۰ما به برهان و خبر پیرو ترسا نشویم
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.