پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۹

مرحبا ساقی خجسته جمال

از جمالت دو کون مالامال

به ترازوی اجر سنجیده

نشئه را قدر و جرعه را مثقال

می تو در شریعت تو حرام

خون ما در محبت تو حلال

رفت دوران حاتم و کسری

ماند از جود وز عدلشان تمثال

پیش تر فعل بود و قول نبود

نیست فعل این زمان و هست اقوال

جوی شیرین و قصرخسرو را

از بیابان بپرس و از اطلال

گریه بر مادران کنند از بخت

چون بزایند این زمان اطفال

غم ترکان چنان گرفته دلم

که طرب را درو نمانده مجال

در دیاری که تنگ چشمانند

بیم قحط است در فراخی سال

زین عطش ها که در دل چاک است

به زلال است تشنه طبع زلال

شبهه عشق از «نظیری » پرس

بوعلی حل نکرده این اشکال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۱درین بستان به جهد از خار بگسل
  2. شمارهٔ ۴۰۲به لغزش دست از دلدار مگسل
  3. شمارهٔ ۴۰۳نیم ز کعبه به می خوردن مجاز خجل
  4. شمارهٔ ۴۰۴زان شب که یار کرد نگاهی به سوی دل
  5. شمارهٔ ۴۰۵نخست عشق به میخانه کرد نزول
  6. شمارهٔ ۴۰۶کتاب خوانده شد و، شبهه‌ای نشد مغفول
  7. شمارهٔ ۴۰۷منادیست در آن کو که خون زنده سبیل
  8. شمارهٔ ۴۰۸صبح چو دم برآورد همرهی صبا کنم
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.