پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۳

ره نداد آن قدرم بر سر خوان تو ملک

کز نمکدان تو بر لب زنم انگشت نمک

رستخیزی که شود زیر و زبر کار جهان

چند رختم به سما باشد و بختم به سمک

می‌شدم دامن ترسابچه گیرم پی کام

عشق فریاد برآورد که الله معک

هرکه در کعبه به اخلاص نشد خالص نیست

دل ما سنگ سیاهست ولی سنگ محک

من کجا فن سراییدن اشعار کجا

آن چه بر لوح جبین رفت نمی‌گردد حک

بر جمال تو نهادند از آن خال سیاه

که ز حسن تو نیفتند ملایک در شک

عشق می‌جستم و دل بود سراسیمه که چیست

ناگهم فکر تو از صد هوس آورد به یک

شد چنان عشق تو کز صحبتم ار دور شوی

متصور به جمال تو درآیند ملک

هردم افسانه جانکاه «نظیری» بیش است

عمر رفت و ننشستیم به هم یک دو شبک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۵درهای بسته واشد ز آه سحر مبارک
  2. شمارهٔ ۳۹۶رسید فصل گل و عیش گلشنم نزدیک
  3. شمارهٔ ۳۹۷نقش دیبا چنان کشید فرنگ
  4. شمارهٔ ۳۹۸تا عشق چه ها کند به بلبل
  5. شمارهٔ ۳۹۹مرحبا ساقی خجسته جمال
  6. شمارهٔ ۴۰۰گر کشف حجب خواهی بستان می ناب اول
  7. شمارهٔ ۴۰۱درین بستان به جهد از خار بگسل
  8. شمارهٔ ۴۰۲به لغزش دست از دلدار مگسل
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.