پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۰

فتاده ام به میان غم از کران برخیز

به تیر غمزه ابروی چون کمان برخیز

زمام خاطر من بسته تصرف تست

اگر قبول نداری به امتحان برخیز

ترانه ای نسرودیم بلبلانه که زاغ

صفیر زد که چمن گشت از خزان برخیز

پیاله می دهدم دور عمر و می گوید

که پیش از آن که نگردیده یی گران برخیز

بسیم ما و تو، گو نوبهار عالم را

گل از چمن برو و مرغ از آشیان برخیز

تو آفریده ز روحی ز جنس خاک نیی

به صدر جای تو شاید از آستان برخیز

شکار سخت بیفتاد از زمین برگیر

خدنگ راست برون رفت از کمان برخیز

ز معنی سخنی صد خطا برانگیزی

نیم حریف تو برخیز و بدگمان برخیز

شب دراز «نظیری » به یاد وی بگذشت

درو ز رفته بیابی مگر نشان برخیز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۲از طور صلح و عربده بیگانه ام هنوز
  2. شمارهٔ ۳۰۳مرد بی حوصله مردانه نگردد هرگز
  3. شمارهٔ ۳۰۴گر به دل خلوت نداری از جهانبانی گریز
  4. شمارهٔ ۳۰۵سوی صحرای حقیقت برد عشقم از هوس
  5. شمارهٔ ۳۰۶ناله اصحاب مسجد نیست بی فریادرس
  6. شمارهٔ ۳۰۷کسی به مشک نگفتست کم کن از انفاس
  7. شمارهٔ ۳۰۸گشود ابر بغل بر چمن سپاس سپاس
  8. شمارهٔ ۳۰۹اکسیر حسن در نظر پارسا شناس
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.