پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۹۴ - دیوارزن

دلبر دیوارزن را دست و پا از کار ماند

همره من خانه رفت و پشت بر دیوار ماند

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۹۶ - انگشتیشوخ انگشتی که بازار از رخش افروخته
  2. شمارهٔ ۹۷ - آشپزآشپز امرد بود استاد در علم معاش
  3. شمارهٔ ۹۸ - آشپزآشپز امرد دلم باشد کباب هوش او
  4. شمارهٔ ۹۹ - کبابیباشد آن شوخ کبابی دلبر عالیجناب
  5. شمارهٔ ۱۰۰ - کیسه دوزکیسه دوز امرد که باشد کیسهٔ او پُر ز دُر
  6. شمارهٔ ۱۰۱ - خیمه دوزخیمه دوز امرد که دارد آسمان را سرنگون
  7. شمارهٔ ۱۰۲ - فصاددلبر فصاد من هرگه که گردد در غضب
  8. شمارهٔ ۱۰۳ - طنبوریگفتمش با ماه طنبوری چرایی کوبکو
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.