پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۹۰ - سوزنگر

گفت با من ماه سوزنگر بگو ار گفتنی

گفتم امشب شاد کن ارواح شیخ سوزنی

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۹۲ - نان فروشنان فروش امرد نشسته با حریفان لب به لب
  2. شمارهٔ ۹۳ - دیوارزندلبر دیوارزن خود را به عالم کار کرد
  3. شمارهٔ ۹۴ - دیوارزندلبر دیوارزن را دست و پا از کار ماند
  4. شمارهٔ ۹۵ - دیوارزندلبر دیوارزن دارد عجایب کارها
  5. شمارهٔ ۹۶ - انگشتیشوخ انگشتی که بازار از رخش افروخته
  6. شمارهٔ ۹۷ - آشپزآشپز امرد بود استاد در علم معاش
  7. شمارهٔ ۹۸ - آشپزآشپز امرد دلم باشد کباب هوش او
  8. شمارهٔ ۹۹ - کبابیباشد آن شوخ کبابی دلبر عالیجناب
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.