پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۲۶ - درزی

شوخ درزی را شبی در بر کشیدم جامه وار

بر دکانش رفتم و او را برآوردم ز کار

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۲۸ - درزیخانه آن شوخ درزی را زیارت ساختم
  2. شمارهٔ ۲۹ - پوستین دوزپوستین دوزم که از رخ پوستینش در بر است
  3. شمارهٔ ۳۰ - پوستین دوزپوستین دوز امرد من دلبر سنجیده است
  4. شمارهٔ ۳۱ - قصابدلبر قصاب من آمد دکان خود گشاد
  5. شمارهٔ ۳۲ - قصابدلبر قصاب من رو چون دلم بیتاب شد
  6. شمارهٔ ۳۳ - قصابتا دلم را کشته خود آن بت قصاب کرد
  7. شمارهٔ ۳۴ - قصابزان مه قصاب مردم گوشت سودا می کنند
  8. شمارهٔ ۳۵ - قصابگوشت چشمم زان مه قصاب یک انگشت داد
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.