پرش به محتوای اصلی
ملا احمد نراقی ملا احمد نراقی

مثنوی طاقدیس

بخش ۱۲۰ - در مناجات با قاضی الحاجات و استغاثه به آستان امام عصر ع

ای خدا ای رهنمای گمرهان

ای تو دانا هم به پیدا و نهان

ای تو پیدا جز تو ناپیدا همه

وی تو بینا جز تو نابینا همه

ای منزه از چه و از چند و چون

وی فزون از وهم و زاندیشه برون

ای صفات ذات و ای ذات صفات

ای به تو قائم بقای کاینات

ای تو هست مطلق و صرف وجود

ای برِ ما غیب و در واقع شهود

ای دلیل راه هر گم کرده راه

ای ضیابخش چراغ مهر و ماه

اندرین پیدای ناپیدا کران

من یکی گم کرده راهم ناتوان

راه روشن من ز ره افتاده‌ام

هم عنان خود به رهزن داده‌ام

راه بس هموار و روشن یکسره

من فتاده‌ستم به صد کوه و دره

دره‌های پر ز غول راهزن

گرد گشته جملگی بر دور من

می‌کشندم رهزنان در هر کنار

در تلال و در دهار و کوهسار

راه بینم روشن و فاش و عیان

وندران بس کاروان در کاروان

چشم من بر راه و گوشم بر درای

من ز راه افتاده‌ام ای وای وای

راه می‌بینم به صد حسرت ز دور

وندر آنجا کاروانها در عبور

کاروانها لطف حق سنگارشان

گوش من بر هی هی و نَژغارشان

کاروانها جمله ایمن از فریش

کاروانسالارها در پیش پیش

کاروان در راه هموار و فراخ

من اسیر راهزن در سنگلاخ

می‌برندم هر دم از ره دورتر

می‌زنندم گه به کوه و گه کمر

می‌کشندم ای خدا بر خار و خس

می‌زنندم از قفا در پیش و پس

یا غیاث المستغیثین الغیاث

ای نشاط جان غمگین الغیاث

الغیاث ای بیکران دریای لطف

الغیاث ای موج توفان خیز لطف

می‌برد رهزن ز راهم دور دور

دست بسته پا شکسته لوت و عور

بنگرید ای کاروان سالارها

ای شما در روز و شب بیدارها

ای شبان تیره دور از رویتان

ای معطر دشت و کوه از بویتان

مانده‌ام تنها امیران همتی

رهزنم برد ای دلیران همتی

دور گشتم گم شد آواز جرس

ای امیر کاروان فریاد رس

ای امیر کاروان واپسین

ای وجودت لنگر چرخ و زمین

ای دلیل راه هر گم کرده راه

بی پناهان جهان را تو پناه

ای تو سالار زمین و آسمان

پادشاه دورهٔ آخر زمان

من یکی وامانده‌ام از کاروان

در عقب افتاده لنگ و ناتوان

در میان رهزنان ماندم اسیر

گه به بالا می‌کشندم گه به زیر

مرکبم بردند و آبم ریختند

خون من با خاک ره آمیختند

بر کنار ره نگاهی باز کن

این کنار افتاده را آواز کن

از تو یک آواز و از من صد جواب

از تو خواندن سوی خود از من شتاب

ای تو کشتیبان دریای شگرفت

ناخدای کشتی این یمّ ژرف

کشتیم بشکست و من گشتم غریق

اندرین دریای زَخارِ عمیق

می‌برد موجم همی بالا و زیر

دست من گیر ای خدایت دستگیر

ده نجات عاجز بی دست و پا

از هلاک ای ناخدا بهر خدا

ای شبان مهربان بنگر به دشت

یک بز لاغر جدا از گله گشت

دور او بگرفته گرگان بیشمار

حمله بر وی آورند از هر کنار

رحمتی کن ای شبان مهربان

این بز لاغر ز گرگان وارهان

ای امین حق شه دنیا و دین

ای تو خیرالمرسلین را جانشین

نک صفایی بندهٔ درگاه توست

افسر فخرش ز خاک راه توست

خود غلام توست ای سلطان راد

زادگانش بندگان خانه زاد

التفاتی کن به سوی این غلام

نام او بس باشد او نبود تمام

از کرم کن خانه‌زادان را قبول

چاکرانند از فروع و از اصول

التفاتی از تو خواهم والسلام

تا کنم نقل زلیخا را تمام

ادامه‌ی مثنوی طاقدیس

  1. بخش ۱۲۲ - اشاره به حدیث قدسی که فرمود دل دوستان خود را از طینت ابراهیم و موسی و عیسی و محمد ص آفریده امجان ابراهیم و موسای کلیم
  2. بخش ۱۲۳ - حکایت شعیب پیغمبر و گریه کردن اوگریه کرد از بس شعیب تاجدار
  3. بخش ۱۲۴ - اشاره به قول شاه اولیا در دعای کمیل:فهبنی یا الهی و سیدی و مولای صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقکصبر گیرم آورم در آتشت
  4. بخش ۱۲۵ - گفتن شعیب که گریه‌ام از شوق جنت و ترس جهنم نیستگریه‌هایم نی ز شوق جنت است
  5. بخش ۱۲۶ - سؤال شخصی از امام صادق ع شرح بهشت را و جواب آن حضرتآن یکی پرسید از سلطان دین
  6. بخش ۱۲۷ - خواهش بنده ی مقرب خلوت جلال و مشاهده ی انوار جمالروشن است این ای قلم بگذار باز
  7. بخش ۱۲۸ - سبب تعلق روح قدسی به بدن و مجاورت غضب و شهوتدر ملک چون قدرت رفتن ندید
  8. بخش ۱۲۹ - امیر معزول که شغل ابریق داری مبرز پیش گرفتآن یکی می‌بود در شهری امیر
همه‌ی مثنوی طاقدیس ←

ملا احمد نراقی درباره‌ی ملا احمد نراقی

حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی متخلص به صفایی (زادهٔ ۱۴ جمادی‌الثانی سال ۱۱۸۵ یا ۱۱۸۶ ه‍.ق – درگذشته ۱۲۴۵ قمری) دانشمند و مجتهد شیعه، نویسنده و شاعر دورهٔ قاجار بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.