پرش به محتوای اصلی
ملا احمد نراقی ملا احمد نراقی

مثنوی طاقدیس

بخش ۱۲۷ - خواهش بنده ی مقرب خلوت جلال و مشاهده ی انوار جمال

روشن است این ای قلم بگذار باز

رو به حال مؤمن اندر کاخ ناز

چون که ماند آن بندهٔ خاص خدا

عهدی اندر عالم نور صفا

نور آن را سوی خود جذاب گشت

چون شکر در آب افتد آب گشت

جامهٔ عطار عطر افشان شود

مسگران را دوده بر دندان شود

گلخنی را دست و رو خاکستری است

مطبخی را جامه چرب و روغنی است

بوی گل از باغبان آید همی

عطر جان از اهل جان آید همی

دوزخی، انگشت آتش می‌شود

آن بهشتی نور بیغش می‌شود

چون فتاد آن بنده در دریای نور

نور می‌گردد سراپا همچو طور

ذره‌ای‌ از نور جان بر طور تافت

طور خود را پای تا سر نور یافت

نور شد طور و به دارالنور شد

ظلمت مادیت از آن دور شد

نور گردید و سوی افلاک رفت

طبع ظلمانی او در خاک رفت

نور شد بگریخت از ظلمانیان

زین سبب لم یستقر فی المکان

طور، موسی را عبادت‌گاه شد

در تجلی پس به وی همراه شد

طور، موسی را قرین و یار شد

درخور تابیدن انوار شد

بندهٔ مؤمن در آن دریای نور

نور دیگر تافت بر وی همچو طور

صحبت حور و قصورش خار شد

طالب سرچشمهٔ انوار شد

آدمی را نیست در یک جا مقام

سیر او را نیست انجام و ختام

نیست او را یک نفس جای شکیب

یا سوی بالا زند پر یا نشیب

گر کند در بزم اطمینان مقام

باز آید ارجعی او را پیام

هین در این منزل مگیر آرام جای

بال و پر بر هم زن و بالاتر آی

بال و پر ای مرغ قدسی باز کن

تا گلستان ارم پرواز کن

آشیانت بود در بستان جان

هین برآ ای مرغ جان در آشیان

هان و هان ای قطره در دریا گریز

اندرین دریای بی پهنا گریز

روز و شب هست آدمی اندر سفر

یا به علیین گذارد یا سقر

این مسافر روز و شب در پویه است

گاه اندر وجد و گاهی مویه است

خود رود گاهی و گاهی می‌برند

هر طرف شد می‌کشند و می‌کشند

گر رود خود جانب اقلیم نور

می‌کشد نورش سوی خود هم به زور

ور سوی زندان ظلمت رو کند

ظلمت او را جانب زندان کند

پای او بندد به صد زنجیر زفت

خواجه رفت و خواجه رفت و خواجه رفت

سعی کن جانا که بالاتر روی

سوی آن جانبخش روح افزا روی

چون تو هستی روز و شب اندر سفر

یک سفر کن سوی آن بحر گهر

چون پرد چون رخصت پرواز هست

در قفس تا کی تو را باید نشست

بال و پر چون هست رخصت نیز هست

از چه اندر دام هستی پای‌بست

ادامه‌ی مثنوی طاقدیس

  1. بخش ۱۲۹ - امیر معزول که شغل ابریق داری مبرز پیش گرفتآن یکی می‌بود در شهری امیر
  2. بخش ۱۳۰ - رجوع به حدیث بنده ی مقربگفت یا رب یا رب ای دریای جود
  3. بخش ۱۳۱ - در بیان طلبیدن پروردگار بنده مقرب خود را به خلوت دارالنور و اشاره به آیه ی مبارکه سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصینافه‌ها و حلّه‌ها از نور پاک
  4. بخش ۱۳۲ - حکایت جوانی که پدرش او را زن داد و گریختن داماد شب زفافکرد داماد آن نیای مهربان
  5. بخش ۱۳۳ - بقیه حکایت حضرت شعیبگفت حق چون گریه ات از غم سرشت
  6. بخش ۱۳۴ - جواب حق سبحانه و تعالی با حضرت شعیب عچون شنید این از شعیب آمد خطاب
  7. بخش ۱۳۵ - «سبوح قدوس رب الملائکة والروح» گفتن جبرئیل و بیهوش شدن ابراهیم خلیلجمله را از بهر حق قربان نمود
  8. بخش ۱۳۶ - رجوع به تتمه حکایت خلیل الرحمنچونکه گفتند این سخن را قدسیان
همه‌ی مثنوی طاقدیس ←

ملا احمد نراقی درباره‌ی ملا احمد نراقی

حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی متخلص به صفایی (زادهٔ ۱۴ جمادی‌الثانی سال ۱۱۸۵ یا ۱۱۸۶ ه‍.ق – درگذشته ۱۲۴۵ قمری) دانشمند و مجتهد شیعه، نویسنده و شاعر دورهٔ قاجار بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.