پرش به محتوای اصلی
ملا احمد نراقی ملا احمد نراقی

مثنوی طاقدیس

بخش ۱۲۸ - سبب تعلق روح قدسی به بدن و مجاورت غضب و شهوت

در ملک چون قدرت رفتن ندید

حق تعالی آدمی را آفرید

آن گروه قدسیان پاکزاد

کز من ایشان را هزاران یاد باد

هریکی دارد به یک منزل مقر

کش از آن منزل نه یارای گذر

از ملایک شد حکایت این کلام

ان مامنا و له الا مقام

در شب معراج جبریل امین

حامل آیات رب العالمین

صُفّهٔ ایوان حق را آشکار

گلشن کون و مکان را باز یار

ماند برجا چون برون شد زین عتاب

در نخستین منزل از ملک حجاب

گفت زین پس قدرت رفتار نیست

در پس این پرده ما را بار نیست

یک سرِ مویی اگر برتر پرم

صرصر غیرت فرو ریزد پرم

هان برو احمد تو را بدرود باد

کوکب نیروی تو مسعود باد

بال و پر بگشای و بالاتر خرام

ای تو را کروبیان یکسر غلام

کوهها اندر پس این پرده‌هاست

قله‌های قاف عزّ و کبریاست

چون تویی سیمرغ جان پرواز کن

همچو جان آنجا نشیمن ساز کن

چون تو سیمرغی برو تا کوه قاف

کی کبوتر را بود آنجا مصاف

کی کبوتر پر زند در کوهسار

منتهای سیر آن تا شاخسار

در ملایک شوق و غیرت چون ندید

قالب آدم ز عنصر آفرید

خشم و شهوت را در آن ترویج کرد

روح را پس با بدن تزویج کرد

تا ز شهوت میل و خواهش زایدش

هرچه بدهندش فزونتر بایدش

وز غضب آمد برو غیرت بدید

پردهٔ هرجا ز غیرت بردرید

خشم و شهوت آلت کارند کار

روح ازین بر این دو مرکب شد سوار

خرم آن روحی که داند راه را

داند او میدان و جولان‌گاه را

روح چون آمد سوار این دو رخش

نی به فرشش سر فرود آید نه عرش

گر دهندش ره به کرسی تا به عرش

می‌زند باز او ز غیرت هِیْ به رخش

گر نه رخش او سر افکندی ز پی

می‌زدی تا عالم لاهوت هِیْ

چون ندارد ره در آنجا لاجرم

از طلب آنجا فرو بسته است دم

باز گاهی واژگونه می‌جهد

از تجبر گرد دعوی می‌تند

یک دو ابله گرد خود جمع آورد

دعوی انی انالله می‌زند

ور نگوید در مقال از بیم خلق

حال او گوید به زیر کهنه دلق

تخته‌ای سازد که این عرش من است

خنجری سازد که این بطش من است

سجن پردازد که هین این دوزخ است

دشمنانم را همه دام و فخ است

دور باش و های و هوی گیرودار

افکند کاین کبریا و آشکار

نزد او آرند قومی سر فرود

گاهی از بهر رکوع و گه سجود

ابلهی را بین خدا بازی کند

با خدای عرش انبازی کند

گو برو ای مبتلای صد زحیر

حد خود باش و به درد خود بمیر

ای جوّال گه به مَبرَز روی کن

آنچه بیرون آید از تو بوی کن

هم تو بر زیر بغل دستی بمال

نزد بینی بر ببین مجد و جلال

دست از این بازیچه بردار ای عمو

رو پی کاری که آید کار از او

زین جلال و احتشام ای مرد کار

سخت می‌مانی به آن ابریق‌دار

ادامه‌ی مثنوی طاقدیس

  1. بخش ۱۳۰ - رجوع به حدیث بنده ی مقربگفت یا رب یا رب ای دریای جود
  2. بخش ۱۳۱ - در بیان طلبیدن پروردگار بنده مقرب خود را به خلوت دارالنور و اشاره به آیه ی مبارکه سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصینافه‌ها و حلّه‌ها از نور پاک
  3. بخش ۱۳۲ - حکایت جوانی که پدرش او را زن داد و گریختن داماد شب زفافکرد داماد آن نیای مهربان
  4. بخش ۱۳۳ - بقیه حکایت حضرت شعیبگفت حق چون گریه ات از غم سرشت
  5. بخش ۱۳۴ - جواب حق سبحانه و تعالی با حضرت شعیب عچون شنید این از شعیب آمد خطاب
  6. بخش ۱۳۵ - «سبوح قدوس رب الملائکة والروح» گفتن جبرئیل و بیهوش شدن ابراهیم خلیلجمله را از بهر حق قربان نمود
  7. بخش ۱۳۶ - رجوع به تتمه حکایت خلیل الرحمنچونکه گفتند این سخن را قدسیان
  8. بخش ۱۳۷ - شاه اولیا که فرمود الهی ما عبدتک خوفاً من نارکطاعت من نی ز شوق جنت است
همه‌ی مثنوی طاقدیس ←

ملا احمد نراقی درباره‌ی ملا احمد نراقی

حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی متخلص به صفایی (زادهٔ ۱۴ جمادی‌الثانی سال ۱۱۸۵ یا ۱۱۸۶ ه‍.ق – درگذشته ۱۲۴۵ قمری) دانشمند و مجتهد شیعه، نویسنده و شاعر دورهٔ قاجار بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.