پرش به محتوای اصلی
ملا احمد نراقی ملا احمد نراقی

مثنوی طاقدیس

بخش ۱۱۹ - بیان حدیث الطرق الی الله بعدد انفاس الخلایق

چشم جمله بر یکی از هر طرف

تیر باشد بی حد و واحد هدف

اینچنین فرمود آن آگاه حق

شد برابر با نفسها راه حق

راه حق باشد مقابل آشکار

با نفسهای خلایق در شمار

راهها بسیار و مقصدها یکی‌ست

اختلاف راه لیکن اندکی‌ست

شعبه‌ها هستند از یک شاهراه

شاه یک تن باشد و بیحد سپاه

چون درخت و شاخهای بیشمار

یا چو رودی نهرها از هر کنار

هم یکی باشد ره حق هم هزار

معنی آن را بفهم ای هوشیار

راه را در یک جهت باشد گذر

آن جهت را جاده‌ها بیحد و مر

گر فتادی از جهت گشتی هلاک

جاده گر شد مختلف از آن چه باک

آن جهت را کیست دانی رهنمای

ره نمای مرسلین و اولیای

کاروانسالار این راه درست

مصطفی و مجتبی باشد نخست

از قفای آن شه عرش آشیان

حیدر است و یازده فرزند آن

جاده‌های آن جهت را اوستاد

عالمان باشند و اهل اجتهاد

پس جهت چون شد یکی انجام کار

جاده‌ها یکسر رسد از هر کنار

این بود مقصود از آنچه شد بیان

کاعتبار اندر جهت دان ای فلان

معنی دیگر هم آن راهست لیک

گر بفهمی گویمت هشدار نیک

این جهت آمد مناط اعتبار

هست مقصد غیر آن را واگذار

آن خصوصیات باشد هرچه باش

یار باشد آن جهت دان جمله خاش

خاش اگر فرتوت و زشت افتد چه غم

چون بود فرزند او زیبا صنم

چون بود مقصد رضاجویی شاه

رو ز هر راهی که می‌خواهی بخواه

نیک باشد این سخن لیکن بدان

مطلق آن را هست شرطی اندران

طبع شاهنشه لطیف است و غیور

غیرتش پاشید از هم کوه طور

از لطافت کس نیاید غور او

وز غیوری کس نداند طور او

طبع نازک دارد و مشکل پسند

هر نثاری نیست او را درخورند

خود نموده راه خورسندی خویش

تا رضاجویش نباشد در پریش

نور او افکنده بر راهی تتق

غیرتش فرموده راهی را قرق

لطف او فرموده راهی بی خطر

غیرتش سد کرده آن راه دگر

آن شه خوبان چو در سر ناز داشت

بر سر هر ره غروقچی باز داشت

آن یکی ره را گشود و بار داد

رهروش را وعدهٔ دیدار داد

صد ره دیگر ببست آن تنگبار

گفت از آنها هرکه آید نیست بار

نیست راه کوی ما این راهها

می‌رود این راهها تا بامها

ای که پویی راه کوی وصل یار

رو بجو راهی که زان راه است بار

خواسته اول ز تو تعیین راه

ترک این جستن بود اول گناه

چونکه جستی باید آن ره را سپرد

هم از آن ره ره به کوی دوست برد

گر روی از غیر آن ره گمرهی

باز گرد ای راه‌رو گر آگهی

گر جز آنی برده غفلت از رهت

با خطا و جهل کرده گمرهت

با حمیت گردنت را کرده بند

یا سفیهی رو به ریش خود بخند

زین گروه البته بیرون نیستی

لیک بنگر جان من تا کیستی

سعی کن تا رایِ او جویی همی

چونکه جستی، راه او پویی همی

ادامه‌ی مثنوی طاقدیس

  1. بخش ۱۲۱ - رجوع به تتمه حکایت زلیخا و حضرت یوسفآن زلیخا بود در این گفتگو
  2. بخش ۱۲۲ - اشاره به حدیث قدسی که فرمود دل دوستان خود را از طینت ابراهیم و موسی و عیسی و محمد ص آفریده امجان ابراهیم و موسای کلیم
  3. بخش ۱۲۳ - حکایت شعیب پیغمبر و گریه کردن اوگریه کرد از بس شعیب تاجدار
  4. بخش ۱۲۴ - اشاره به قول شاه اولیا در دعای کمیل:فهبنی یا الهی و سیدی و مولای صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقکصبر گیرم آورم در آتشت
  5. بخش ۱۲۵ - گفتن شعیب که گریه‌ام از شوق جنت و ترس جهنم نیستگریه‌هایم نی ز شوق جنت است
  6. بخش ۱۲۶ - سؤال شخصی از امام صادق ع شرح بهشت را و جواب آن حضرتآن یکی پرسید از سلطان دین
  7. بخش ۱۲۷ - خواهش بنده ی مقرب خلوت جلال و مشاهده ی انوار جمالروشن است این ای قلم بگذار باز
  8. بخش ۱۲۸ - سبب تعلق روح قدسی به بدن و مجاورت غضب و شهوتدر ملک چون قدرت رفتن ندید
همه‌ی مثنوی طاقدیس ←

ملا احمد نراقی درباره‌ی ملا احمد نراقی

حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی متخلص به صفایی (زادهٔ ۱۴ جمادی‌الثانی سال ۱۱۸۵ یا ۱۱۸۶ ه‍.ق – درگذشته ۱۲۴۵ قمری) دانشمند و مجتهد شیعه، نویسنده و شاعر دورهٔ قاجار بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.