پرش به محتوای اصلی
ملا احمد نراقی ملا احمد نراقی

مثنوی طاقدیس

بخش ۱۲۳ - حکایت شعیب پیغمبر و گریه کردن او

گریه کرد از بس شعیب تاجدار

روزهای روشن و شبهای تار

هر دو چشمش کور و نابینا نشست

باز دادش چشم سلطان الست

آنکه او را دیده از آغاز داد

کور چون شد باز چشمش باز داد

داد چشمش هین به عبرت کن نظر

باز باید دیدهٔ عبرت نگر

باز گاه و بی گه و شام و سحر

اینقدر بگریست کافتاد از نظر

کور شد باز آن دو چشم پاک بین

باز دادش چشم آن چشم آفرین

بار سیم گریه‌های زار زار

کرد اندر شهر و دشت و کوهسار

روز و شب بگریست تا بار دگر

کور شد نورش نماند اندر بصر

کور گشت و گریهٔ او کم نشد

ساعتی بی سوز و بی ماتم نشد

شامها در گریه‌هایِ های های

روزها در ناله‌هایِ وای وای

اینقدر بگریست تا طیر و وحوش

آمدند از گریه‌اش اندر خروش

تا شبی او را ندایی شد ز غیب

تا به کی می‌گریی آخر ای شعیب

گریهٔ تو خلق را گریان کند

سوز جان مر جسم را سوزان کند

تو چو جانی و رعیت جسم تو

تو چو معنی این خلایق اسم تو

معنی خوش لفظ را هم خَوش کند

ذات دلکش اسم را دلکش کند

چون کسی محبوب باشد ای پسر

اسم او هرجای باشد نغز و تر

هر کسی از بهر یک چیزی گریست

ای شعیب این گریه‌هایت بهر چیست

گر ز بیم دوزخست و آن جحیم

ما در دوزخ به تو بربسته‌ایم

آتش دوزخ بود بر تو حرام

همچو آن جنت به کفار لئام

ور بود این گریه‌ات بهر بهشت

شوق وصل حوریان خوش سرشت

ما بهشت از بهر تو آماده‌ایم

حوریان را زیب و زینت داده‌ایم

حوریان از بهر تو در روز و شب

چشم بر راهند و دلها در طرب

ساحت جنت برایت روفته

زلف حور از فرقتت آشوفته

قصرها بهر تو زینت داده‌ایم

تختها در قصرها بنهاده‌ایم

خانه‌ها بر فرشها آورده‌ایم

فرشها بر تختها گسترده‌ایم

این بهشت این حور این تو ای شعیب

هر زمانی خواهی برو بی منع و ریب

چون شعیب از عالم غیب این شنید

از دل پردرد آهی برکشید

کای خدا آرام جان مستهام

من که و دوزخ چه و جنت کدام

دل کجا تا فکر این و آن کنم

یا از آن غمگین به آن شادان کنم

چیست دوزخ تا از آن ترسان شوم

تا ز بیم تف آن گریان شوم

من خود اندر آتشستم سالها

اندر آتش کرده‌ام نشو و نما

آتشی کز آن سقر مانده است مات

هفت دوزخ پیش او آب فرات

آتشی کز آن سعیر آمد به تاب

دوزخ از توفان بحرش یک حباب

آتشی کز آن جهنم در حذر

آتشی عالم ز سوزش یک شرر

آتش هجران و نیران فراق

سوز مهجوری و نار اشتیاق

آتش حرمان ز بزم دلفریب

آتش مهجوری از وصل حبیب

من که عمری شد در این آتش خَوشم

کی ز دوزخ روی درهم می‌کشم

گفت شاه اولیا روحی فداه

در دعا کای سید من وی اله

ادامه‌ی مثنوی طاقدیس

  1. بخش ۱۲۵ - گفتن شعیب که گریه‌ام از شوق جنت و ترس جهنم نیستگریه‌هایم نی ز شوق جنت است
  2. بخش ۱۲۶ - سؤال شخصی از امام صادق ع شرح بهشت را و جواب آن حضرتآن یکی پرسید از سلطان دین
  3. بخش ۱۲۷ - خواهش بنده ی مقرب خلوت جلال و مشاهده ی انوار جمالروشن است این ای قلم بگذار باز
  4. بخش ۱۲۸ - سبب تعلق روح قدسی به بدن و مجاورت غضب و شهوتدر ملک چون قدرت رفتن ندید
  5. بخش ۱۲۹ - امیر معزول که شغل ابریق داری مبرز پیش گرفتآن یکی می‌بود در شهری امیر
  6. بخش ۱۳۰ - رجوع به حدیث بنده ی مقربگفت یا رب یا رب ای دریای جود
  7. بخش ۱۳۱ - در بیان طلبیدن پروردگار بنده مقرب خود را به خلوت دارالنور و اشاره به آیه ی مبارکه سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصینافه‌ها و حلّه‌ها از نور پاک
  8. بخش ۱۳۲ - حکایت جوانی که پدرش او را زن داد و گریختن داماد شب زفافکرد داماد آن نیای مهربان
همه‌ی مثنوی طاقدیس ←

ملا احمد نراقی درباره‌ی ملا احمد نراقی

حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی متخلص به صفایی (زادهٔ ۱۴ جمادی‌الثانی سال ۱۱۸۵ یا ۱۱۸۶ ه‍.ق – درگذشته ۱۲۴۵ قمری) دانشمند و مجتهد شیعه، نویسنده و شاعر دورهٔ قاجار بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.