پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۱۰

هستم به وصال دوست دلشاد امشب

وز غصهٔ هجر گشته آزاد امشب

با یار بچرخم و به دل میگویم

یارب که کلید صبح گم باد امشب

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۱۲یاری کن و یار باش ای یار مخسب
  2. رباعی شمارهٔ ۱۱۳آب حیوان در آب و گل پیدا نیست
  3. رباعی شمارهٔ ۱۱۴آری صنما بهانه خود کم بودت
  4. رباعی شمارهٔ ۱۱۵آسوده کسی که در کم و بیشی نیست
  5. رباعی شمارهٔ ۱۱۶آمد بر من چو در کفم زر پنداشت
  6. رباعی شمارهٔ ۱۱۷آن آتش ساده که ترا خورد و بکاست
  7. رباعی شمارهٔ ۱۱۸آن بت که جمال و زینت مجلس ماست
  8. رباعی شمارهٔ ۱۱۹آن پیش روی که جان او پیش صف است
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.