پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۵۵

سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید

سلام گرد جهان گشت جز تو نپسندید

بگرد بام تو گردان کبوتران سلام

که بی‌پناه تو کس را نشاید آرامید

چو پر و بال ز تو یافتست هر مرغی

ز غیر تو به کجا باشدش امید مرید

به هر طرف که ببینی تو مرغ سوخته پر

بدان که از طمع خام سوی دام پرید

تو آب کوثری و سوخته به تو آید

برویدش سپس سوز پر و بال جدید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۵۷هزار جان مقدس فدای روی تو باد
  2. غزل شمارهٔ ۹۵۸کدام لب که از او بوی جان نمی‌آید
  3. غزل شمارهٔ ۹۵۹اگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد
  4. غزل شمارهٔ ۹۶۰به حارسان نکوروی من خطاب کنید
  5. غزل شمارهٔ ۹۶۱جهان را بدیدم وفایی ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۹۶۲سحر این دل من ز سودا چه می‌شد
  7. غزل شمارهٔ ۹۶۳دل من که باشد که تو را نباشد
  8. غزل شمارهٔ ۹۶۴گفتم که ای جان خود جان چه باشد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.