پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶

ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا

پیوسته چنین بادا چون شیر و شکر با ما

ای چرخ تو را بنده وی خلق ز تو زنده

احسنت زهی خوابی شاباش زهی زیبا

دریای جمال تو چون موج زند ناگه

پرگنج شود پستی فردوس شود بالا

هر سوی که روی آری در پیش تو گل روید

هر جا که رَوی، آیی، فرشت همه زر بادا

وان دم که ز بدخویی دشنام و جفا گویی

می‌گو که جفای تو حلواست همه حلوا

گرچه دل سنگستش بنگر که چه رنگستش

کز مشعله ننگستش وز رنگ گل حمرا

یا رب دل بازش ده صد عمر درازش ده

فخرش ده و نازش ده تا فخر بود ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸شاد آمدی ای مه‌رو ای شادیِ جان شاد آ
  2. غزل شمارهٔ ۸۹یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا
  3. غزل شمارهٔ ۹۰ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا
  4. غزل شمارهٔ ۹۱در آب فکن ساقی بط زاده آبی را
  5. غزل شمارهٔ ۹۲زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا
  6. غزل شمارهٔ ۹۳میندیش میندیش که اندیشه گری‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۹۴زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
  8. غزل شمارهٔ ۹۵زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.