پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹

یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا

من خمره‌ی افیونم زنهار سرم مگشا

آتش به من اندرزن ، آتش چه زند با من ؟

کاندر فلک افکندم صد آتش و صد غوغا

گر چرخ همه سر شد ور خاک همه پا شد

نی سر بهلم آن را نی پا بهلم این را

یا صافیه الخمر فی آنیه المولی

اسکر نفرا لدا و السکر بنا اولی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۱در آب فکن ساقی بط زاده آبی را
  2. غزل شمارهٔ ۹۲زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا
  3. غزل شمارهٔ ۹۳میندیش میندیش که اندیشه گری‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۹۴زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
  5. غزل شمارهٔ ۹۵زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
  6. غزل شمارهٔ ۹۶لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا
  7. غزل شمارهٔ ۹۷رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را
  8. غزل شمارهٔ ۹۸ای از نظرت مست شده اسم و مسمّا
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.