پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۸

شاد آمدی ای مه‌رو ای شادیِ جان شاد آ

تا بود چنین بودی تا باد چنان بادا

ای صورتِ هر شادی اندر دل ما یادی

ای صورتِ عشقِ کل اندر دل ما یاد آ

بیرون پَر از این طفلی ما را بِرهان ای جان

از منّت هر دادو وز غصّه هر دادا

ما چنگ زدیم از غم در یار و رخان ما

ای دف تو بنال از دل وی نای به فریاد آ

ای دل تو که زیبایی شیرین شو از آن خسرو

ور خسروِ شیرینی در عشق چو فرهاد آ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۰ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا
  2. غزل شمارهٔ ۹۱در آب فکن ساقی بط زاده آبی را
  3. غزل شمارهٔ ۹۲زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا
  4. غزل شمارهٔ ۹۳میندیش میندیش که اندیشه گری‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۹۴زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
  6. غزل شمارهٔ ۹۵زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
  7. غزل شمارهٔ ۹۶لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا
  8. غزل شمارهٔ ۹۷رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.