پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۶

خضری که عمر ز آبت بکشد دراز گردد

در مرگ برخورنده ابدا فراز گردد

چو نظر کنی به بالا سوی آسمان اعلا

دو هزار در ز رحمت ز بهشت باز گردد

چو فتاد سایه تو سوی مفسد‌ان مجرم

همه جرم‌های ایشان چله و نماز گردد

چو رکاب مصطفایی سوی عفو روی آرد

دو هزار بولهب هم خوش و پرنیاز گردد

چو دو دست همچو بحر‌ت به کرم گهرفشان شد

رخ چون زرم زر آرد که به گرد گاز گردد

کف توست کیمیا‌یی لب بحر کبریا‌یی

چه عجب که نیم حبه ز کفت رکاز گردد

دو هزار جان و دیده ز فزع عنان کشیده

چو صلای وصل آید گه ترکتاز گردد

همه زهر دین و دنیا ز تو شهد و نوش آمد

غم و درد سینه سوزان ز تو دلنواز گردد

همه دامن تو گیرد دل و این قدر نداند

که به گرد شیر آهو به صد احتراز گردد

در وصل چون ببستی و به لامکان نشستی

ز کجا رسد گشایش چو دری فراز گردد

خمش و سخن رها کن جز اله را تو لا کن

به فنا چو ساز گیری همه کارساز گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۸چمنی که جمله گل‌ها به پناه او گریزد
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۹چه توقفست زین پس همه کاروان روان شد
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۰همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۱هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نماند
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۲صنما سپاه عشقت به حصار دل درآمد
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۳سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۴به میان دل خیال مه دلگشا درآمد
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۵هَله هُش دار که در شهرْ دو سه طَرّارند
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.