پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۴

به میان دل خیال مه دلگشا درآمد

چو نه راه بود و نی در عجب از کجا درآمد

بت و بت پرست و مؤمن همه در سجود رفتند

چو بدان جمال و خوبی بت خوش لقا درآمد

دل آهنم چو آتش چه خوش است در منارش

نه که آینه شود خوش چو در او صفا درآمد

به چه نوع شکر گویم که شکرستان شکرم

ز در جفا برون شد ز در وفا درآمد

همه جورها وفا شد همه تیرگی صفا شد

صفت بشر فنا شد صفت خدا درآمد

همه نقش‌ها برون شد همه بحر آبگون شد

همه کبریا برون شد همه کبریا درآمد

همه خانه‌ها که آمد در آن به سوی دریا

چو فزود موج دریا همه خانه‌ها درآمد

همه خانه‌ها یکی شد دو مبین به آب بنگر

که جدا نیند اگر چه که جدا جدا درآمد

همه کوزه‌ها بیارید همه خنب‌ها بشویید

که رسید آب حیوان و چنین سقا درآمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۶عاشقان بر درت از اشک چو باران کارند
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۷ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۸از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۹همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۰بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۱در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۲خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۳ای دریغا که حریفان همه سر بنهادند
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.