پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۰

بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد

آب بر آتش تو ریختم و سود نکرد

آزمودم دل خود را به هزاران شیوه

هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد

آنچ از عشق کشید این دل من که نکشید

و آنچ در آتش کرد این دل من عود نکرد

گفتم این بنده نه در عشق گرو کرد دلی

گفت دلبر که بلی کرد ولی زود نکرد

آه دیدی که چه کردست مرا آن تقصیر

آنچ پشه به دماغ و سر نمرود نکرد

گرچه آن لعل لبت عیسی رنجورانست

دل رنجور مرا چاره بهبود نکرد

جانم از غمزه تیرافکن تو خسته نشد

زانک جز زلف خوشت را زره و خود نکرد

نمک و حسن جمال تو که رشک چمن است

در جهان جز جگر بنده نمکسود نکرد

هین خمش باش که گنجیست غم یار ولیک

وصف آن گنج جز این روی زراندود نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۲خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۳ای دریغا که حریفان همه سر بنهادند
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۴عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۵ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۶آنک عکس رخ او راه ثریا بزند
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۷آنچ روی تو کند نور رخ خور نکند
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۸آه کان طوطی دل بی‌شکرستان چه کند
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۹از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.