پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۸

چمنی که جمله گل‌ها به پناه او گریزد

که در او خزان نباشد که در او گلی نریزد

شجری خوش و خرامان به میانه بیابان

که کسی به سایه او چو بخفت مست خیزد

فلکی چو آسمان‌ها که بدوست قصد جان‌ها

که زحل نیارد آن جا که به زهره برستیزد

گهری لطیف کانی به مکان لامکانی

بویست اشارت دل چو دو دیده اشک بیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۰همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۱هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نماند
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۲صنما سپاه عشقت به حصار دل درآمد
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۳سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۴به میان دل خیال مه دلگشا درآمد
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۵هَله هُش دار که در شهرْ دو سه طَرّارند
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۶عاشقان بر درت از اشک چو باران کارند
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۷ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.