پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۶

چند گویی که: «چه چاره‌ست و مرا درمان چیست؟»

چاره‌جوینده که کرده‌ست تو را خود، آن چیست؟

چَنْد باشَد غَمِ آنَت که زِ غَم، جان بِبَرَم؟

خود نَباشَد هَوَسِ آنْک بِدانی جان چیست؟

بویِ نانی که رِسیده‌ست، بَر آن بوی، بُرو!

تا هَمان بوی دَهَد شَرْح، تو را کاین نان چیست

گر تو، عاشِق شده‌ای، عِشْقِ تو، بُرْهانِ تو، بَس

وَر تو عاشِق نَشُدی پَس طَلَبِ بُرْهان چیست؟

این قَدَر عَقْل نَداری که ببینی آخَر

گر نه شاهی‌ست، پسْ این بارگَهِ سُلْطان چیست

گر نَه اَنْدَر تتق اَزْرَق، زیبارویی‌ست

دَر کَفِ روح، چُنین مَشْعَلِه‌یِ تابان چیست؟

چونک از دور، دِلَت هَمْچو زَنان می‌لَرْزَد

تو چِه دانی کِه دَر آن جَنْگ، دِلِ مَرْدان چیست؟

آتَشِ دیدِه‌یِ مَرْدان، حَجَبِ غِیْب بِسوخْت

تو، پَسِ پَرْدِه نِشَسْتِه کِه بِه غِیْب، ایمان چیست؟

شَمْسِ تَبْریز اَگَر نیست مُقیم اَنْدَر چَشْم

چِشْمِه‌یِ شَهْد اَز او دَر بُنِ هَر دَنْدان چیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۸آن شنیدی که خضر تخته کشتی بشکست
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۹تا نَلَغْزی کِه زِ خون، راهِ پَس و پیش‌، تَر اَسْت
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۰دوش آمد بَرِ من آنکه شب افروز منست
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۱عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شده‌ست
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۲آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاست
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۳من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشست
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۴روز و شب خدمت تو بی‌سر و بی‌پا چه خوشست
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۵تشنه ای بر لب جو بین که چه در خواب شدست
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.