پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۵

اتاک عید وصال فلا تذق حزنا

و نلت خیر ریاض فنعم ما سکنا

و زال عنک فراق امر من صبر

و محنه فتنتنا و خاب من فتنا

فهز غصن سعود و کل جنا شجر

فقر عینک منه و نعم ذاک جنا

فطب تجوت من اصحاب قریه ظلمت

و نال قلبک منهم شقاوه و عنا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۷ورد البشیر مبشرا ببشاره
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۸یا کالمینا یا حاکمینا
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۹یا مخجل البدر اشرقنا بلالا
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۰بی یار مهل ما را بی‌یار مخسب امشب
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۱ای خواب! به جان تو! زحمت بِبَری امشب
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۲زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش‌مذهب
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۳مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۴بریده شد از این جوی جهان آب
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.