پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۵

خیز صبوحی کن و درده صلا

خیز که صبح آمد و وقت دعا

کوزه پر از می کن و در کاسه ریز

خیز مزن خنبک و خم برگشا

دور بگردان و مرا ده نخست

جان مرا تازه کن ای جان‌فزا

خیز که از هر طرفی بانگ چنگ

در فلک انداخت ندا و صدا

تنتن تنتن شنو و تن مزن

وقت تو خوش ای قمر خوش‌لقا

در سرم افکن می و پابند کن

تا نروم بیهده از جا به جا

زان کف دریا‌صفت دُر‌نثار

آب درانداز چو کشتی مرا

پاره چوبی بُدم و از کفَت

گشته‌ام ای موسی جان اژدها

عازَر وقتم به دمت ای مسیح

حشر شدم از تک گور فنا

یا چو درختم که به امر رسول

بیخ کشان آمدم اندر فلا

هم تو بده هم تو بگو زین سپس

ای دهن و کف تو گنج بقا

خسرو تبریز توی شمس دین

سرور شاهان جهان علا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۷لعل لبش داد کنون مر مرا
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۸گر بنخسبی شبی ای مه لقا
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۹پیش کش آن شاه شکر‌خانه را
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۰چرخ فلک با همه کار و کیا
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۱هان ای طبیب عاشقان سودایی‌یی دیدی چو ما‌؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۲فیما تری فیما تری یا من یری و لا یری
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۳به شکرخنده اگر می‌ببرد جان مرا
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۴لی حبیب حبه یشوی الحشا
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.