پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۴

لی حبیب حبه یشوی الحشا

لو یشا یمشی علی عینی مشا

روز آن باشد که روزیم او بود

ای خوشا آن روز و روزی ای خوشا

آن چه باشد کو کند کان نیست خوش

قد رضینا یفعل الله ما یشا

خار او سرمایه گل‌ها بود

انه المنان فی کشف الغشا

هر چه گفتی یا شنیدی پوست بود

لیس لب العشق سرا قد فشا

کی به قشر پوست‌ها قانع شود

ذو لباب فی التجلی قد نشا

من خمش کردم غمش خامش نکرد

عافنا من شر واش قد وشا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۶هَیَّج نومی و نفی ریح علی الغور هفا
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۷قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۸فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتری
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۹تعالوا بنا نصفوا نخلی التدللا
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۰افدی قمرا لاح علینا و تلالا
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۱تعالوا کلنا ذا الیوم سکری
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۲حداء الحادی صباحا بهواکم فاتینا
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۳طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.