پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۷

قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا

البدر غدا ساقی و الکأس ثریانا

الصبوه ایمانی و الخلوه بستانی

و المشجر ندمانی و الورد محیانا

من کان له عشق فالمجلس مثواه

من کان له عقل ایاه و ایانا

من ضاق به دار او اعطشه نار

تهدیه الی عین یسترجع ریانا

من لیس له عین یستبصر عن غیب

فلیأت علی شوق فی خدمه مولانا

یا دهر سوی صدر شمس الحق تبریز

هل ابصر فی الدنیا انسانک انسانا

طوبی لک یا مهدی قد ذبت من الجهد

اعرضت عن الصوره کی تدرک معنانا

من کان له هم یفنیه و یردیه

فلیشرب و لیسکر من قهوه مولانا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۹تعالوا بنا نصفوا نخلی التدللا
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۰افدی قمرا لاح علینا و تلالا
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۱تعالوا کلنا ذا الیوم سکری
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۲حداء الحادی صباحا بهواکم فاتینا
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۳طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۴ایه یا اهل الفرادیس اقرؤا منشورنا
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۵ابصرت روحی ملیحا زلزلت زلزالها
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۶یا خفی الحسن بین الناس یا نور الدجی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.