پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۲

فیما تری فیما تری یا من یری و لا یری

العیش فی اکنافنا و الموت فی ارکاننا

ان تدننا طوبی لنا ان تحفنا یا ویلنا

یا نور ضؤ ناظرا یا خاطرا مخاطرا

ندعوک ربا حاضرا من قلبنا تفاخرا

فکن لنا فی ذلنا برا کریما غافرا

من می‌روم توکلی در این ره و در این سرا

اگر نواله‌ای رسد نیمی مرا نیمی تو را

خود کی رود کشتی در او که او تهی بیرون رود

کیل گهر همی‌رسد بر مشتری و مشترا

کیل گهر همی‌رسد قرص قمر همی‌رسد

نور بصر همی‌رسد اندکترین چیزها

خوش اندرآ در انجمن جز بر شکر لگد مزن

جز بر قرابی‌ها مزن جر بر بتان جان فزا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۴لی حبیب حبه یشوی الحشا
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۵راحٌ بِفیها وَ الرَّوحُ فیها
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۶هَیَّج نومی و نفی ریح علی الغور هفا
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۷قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۸فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتری
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۹تعالوا بنا نصفوا نخلی التدللا
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۰افدی قمرا لاح علینا و تلالا
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۱تعالوا کلنا ذا الیوم سکری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.