پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۸

هله ای کیا نفسی بیا

در عیش را سره برگشا

 چه شد‌ این فلان   چه شد آن فلان

نبود مرا سر ماجرا

نهلد کسی سر زلف او

نرهد دلی ز چنین لقا

نکند کسی ز خوشی سفر

نرود کسی ز چنین سرا

بهل این همه بده آن قدح

که شنیده‌ام کرم شما

قدحی که آن پر دل شود

بپرد دلم به سوی سما

خمش این نفس دم دل مزن

که فدای تو دل و جان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۰تو جان و جهانی کریما مرا
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۱نرد کف تو بردست مرا
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۲خیک دل ما مشک تن ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۳بگشا در بیا درآ که مبا عیش بی‌شما
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۴چه شدی گر تو همچو من شدیی عاشق ای فتا
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۵از برای صلاح مجنون را
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۶صد دهل می‌زنند در دل ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۷بانگ تسبیح بشنو از بالا
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.