پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۰۴

هر روز پری زادی از سوی سراپرده

ما را و حریفان را در چرخ درآورده

صوفی ز هوای او پشمینه شکافیده

عالم ز بلای او دستار کشان کرده

سالوس نتان کردن مستور نتان بودن

از دست چنین رندی سغراق رضا خورده

دی رفت سوی گوری در مرده زد او شوری

معذورم آخر من کمتر نیم از مرده

هر روز برون آید ساغر به کف و گوید

والله که بنگذارم در شهر یک افسرده

ای مونس و ای جانم چندانت بپیچانم

تا شهد و شکر گردی ای سرکه پرورده

خستم جگرت را من بستان جگری دیگر

همچون جگر شیران ای گربه پژمرده

همرنگ دل من شو زیرا که نمی‌شاید

من سرخ و سپید ای جان تو زرد و سیه چرده

خامش کن و خامش کن دررو به حریم دل

کاندر حرمین دل نبود دل آزرده

شمس الحق تبریزی بادا دل بدخواهت

بر گرد جهان گردان در طمع یکی گرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۰۶ناموس مکن پیش آ ای عاشق بیچاره
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۰۷بربند دهان از نان کآمد شکر روزه
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۰۸یا رب چه کس است آن مه یا رب چه کس است آن مه
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۰۹من بی‌خود و تو، بی‌خود؛ ما را کِه بَرَد خانِه؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۱۰ای غایب از این محضر از مات سلام الله
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۱۱از انبهی ماهی دریا به نهان گشته
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۱۲دیدم رخ ترسا را با ما چو گل اشکفته
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۱۳ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.