پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۷۴

مررت بدر فی هواه بحار

راوه بدر و فی الدلال و حاروا

و شاهدت ماء شابه الروح فی الصفا

و یعشق ذاک الماء ما هو نار

و للعشق نور لیس للشمس مثله

فظل دلیل العاشقین و ساروا

عروس الهوی بدر تلالا فی الدجی

علیها دماء العاشقین خمار

ظللت من الدنیا علی طلب الهوی

اضاء لنا غیر الدیار دیار

فشاهدت رکبانا قریحا مطیهم

و کان لهم عند المسیر بدار

فقلت لهم فی ذاک قالوا لفی الهوی

لمن فر من هذا الدیار دمار

و ان شئت برهانا فسافر ببلده

یقال لها تبریز و هی مزار

فیشتم اهل العشق من ترباته

و للروح منها زخرف و سوار

تروح کلیل مظلم فی هوائه

و ترجع مسرورا و انت نهار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۷۶ای جبرئیل از عشق تو اندر سما پا کوفته
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۷۷یک چند رندند این طرف در ظل دل پنهان شده
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۷۸این کیست این این کیست این شیرین و زیبا آمده
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۷۹این کیست این این کیست این در حلقه ناگاه آمده
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۸۰ای عاشقان ای عاشقان دیوانه‌ام کو سلسله
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۸۱ای از تو خاکی تن شده تن فکرت و گفتن شده
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۸۲ای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفته
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۸۳ساقی فرخ رخ من جام چو گلنار بده
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.