پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۷۹

این کیست این این کیست این در حلقه ناگاه آمده

این نور اللهی است این از پیش الله آمده

این لطف و رحمت را نگر وین بخت و دولت را نگر

در چاره بداختران با روی چون ماه آمده

لیلی زیبا را نگر خوش طالب مجنون شده

و آن کهربای روح بین در جذب هر کاه آمده

از لذت بوهای او وز حسن و از خوهای او

وز قل تعالوهای او جان‌ها به درگاه آمده

صد نقش سازد بر عدم از چاکر و صاحب علم

در دل خیالات خوشش زیبا و دلخواه آمده

تخییل‌ها را آن صمد روزی حقیقت‌ها کند

تا دررسد در زندگی اشکال گمراه آمده

از چاه شور این جهان در دلو قرآن رو برآ

ای یوسف آخر بهر توست این دلو در چاه آمده

کی باشد ای گفت زبان من از تو مستغنی شده

با آفتاب معرفت در سایه شاه آمده

یا رب مرا پیش از اجل فارغ کن از علم و عمل

خاصه ز علم منطقی در جمله افواه آمده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۸۱ای از تو خاکی تن شده تن فکرت و گفتن شده
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۸۲ای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفته
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۸۳ساقی فرخ رخ من جام چو گلنار بده
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۸۴باده بده باد مده وز خودمان یاد مده
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۸۵یا رجلا حصیده مجبنه و مبخله
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۸۶ای تو برای آبرو آب حیات ریخته
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۸۷آمد یار و بر کفش جام میی چو مشعله
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۸۸شحنه عشق می‌کشد از دو جهان مصادره
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.