پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۸۲

ای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفته

سرها بریده بی‌عدد در رزم تو پا کوفته

چون عزم میدان زمین کردی تو ای روح امین

ذرات خاک این زمین از عزم تو پا کوفته

فرمان خرمشاهیت در خون دل توقیع شد

کف کرد خون بر روی خون از جزم تو پا کوفته

ای حزم جمله خسروان از عهد آدم تا کنون

بستان گرو از من به جان کز حزم تو پا کوفته

خوارزمیان منکر شده دیدار بی‌چون را ولی

از بینش بی‌چون تو خوارزم تو پا کوفته

ای آفتاب روی تو کرده هزیمت ماه را

و آن ماه در راه آمده از هزم تو پا کوفته

چون شمس تبریزی کند در مصحف دل یک نظر

اعراب او رقصان شده هم جزم تو پا کوفته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۸۴باده بده باد مده وز خودمان یاد مده
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۸۵یا رجلا حصیده مجبنه و مبخله
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۸۶ای تو برای آبرو آب حیات ریخته
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۸۷آمد یار و بر کفش جام میی چو مشعله
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۸۸شحنه عشق می‌کشد از دو جهان مصادره
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۸۹دایم پیش خود نهی آینه را هرآینه
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۹۰کجا شد عهد و پیمانی که کردی دوش با بنده
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۹۱بر آنم کز دل و دیده شوم بیزار یک باره
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.