پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۷۳

امسی و اصبح بالجوی اتعذب

قلبی علی نار الهوی یتقلب

ان کنت تهجرنی تهذبنی به

انت النهی و بلاک لا اتهذب

ما بال قلبک قد قسا فالی متی

ابکی و مما قد جری اتعتب

مما احب بان اقول فدیتکم

احیی بکم و قتیلکم اتلقب

و اشرتم بالصبر لی متسلیا

ما هکذی عشقی به لا تحسبوا

ما عشت فی هذا الفراق سویعه

لو لا لقائک کل یوم ارقب

انی اتوب مناجیا و منادیا

فانا المسیء بسیدی و المذنب

تبریز جل به شمس دین سیدی

ابکی دما مما جنیت و اشرب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۷۵امروز مستان را نگر در مست ما آویخته
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۷۶ای جبرئیل از عشق تو اندر سما پا کوفته
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۷۷یک چند رندند این طرف در ظل دل پنهان شده
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۷۸این کیست این این کیست این شیرین و زیبا آمده
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۷۹این کیست این این کیست این در حلقه ناگاه آمده
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۸۰ای عاشقان ای عاشقان دیوانه‌ام کو سلسله
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۸۱ای از تو خاکی تن شده تن فکرت و گفتن شده
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۸۲ای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفته
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.