پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۶۸

یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا

و استفتشوا من یسعد یلقون این السید

العشق نور مرتفع و السر نعم المکترع

نهر الهوی لا ینقطع نار الهوی لا تخمد

لا عشق الا بالجوی من کان فی سقم الهوی

ان قیل طار فی الهوا لا تنکرو لا تعبدوا

العشق ما فی رقه خیر لکم من عتقه

جفن بکا فی عشقه لا تحسبوه ترمد

امر المحبین انطوی امراضهم خیر الدوا

ما لم یضلوا فی الهوی لا تزعمو ان یهتدوا

اصحابنا لا تیأسوا بعد الجوی مستانس

غیر الهوی لا تلبسو غیر الهوی لا ترتدوا

سحر الهوی مقعوده نار الجوی موقوده

ذانعمه مفقوده حرمان من لا یجهد

نادیت یوم الملتقی اذ حار عقلی و التقی

هذا بقاء فی البقا هذا نعیم سرمد

ان فاتکم لا تفعلوا و استفتشوه و اعقلوا

لا تَرقَدوا لا تأکُلوا ما لَم تَروا لا تَعبَدوا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۷۰ابناء ربیعنا تعالوا
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۷۱جود الشموس علی الوری اشراق
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۷۲حداء البشیر بشارة یا جار
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۷۳امسی و اصبح بالجوی اتعذب
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۷۴مررت بدر فی هواه بحار
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۷۵امروز مستان را نگر در مست ما آویخته
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۷۶ای جبرئیل از عشق تو اندر سما پا کوفته
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۷۷یک چند رندند این طرف در ظل دل پنهان شده
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.