پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۶۷

هم صدوا هم عتبوا عتابا ما له سبب

تن و دل ما مسخر او که می‌نپرد به جز بر او

فما طلبوا سوی سقمی فطاب علی ما طلبوا

عجب خبری که می‌دهدم دم و غم او کر و فر او

فنی جلدی اذا عبسوا فکیف تری اذا طربوا

مرا غم او چو زنده کند چگونه شوم ز منظر او

فلا هرب اذا طلبوا و لا طرب اذا هربوا

عجب چه بود بهر دو جهان که آن نبود میسر او

اری امما به سکروا و لا قدح و لا عنب

حدث نشود شکر که خوری شکر چو چشد ز شکر او

لقد ملئت خواطرنا بهم عجبا و ما العجب

سحر اثری ز طلعت او شبم نفسی ز عنبر او

سکتُّ أنا و هم سکتوا و لا سئمو و لا عتبوا

خبر نکنم دگر که مرا رسید خبر ز مخبر او

فوا حزنی اذا حجبوا و یا طربی اذا قربوا

درم بزند سری نکند که سر نبرد کس از سر او

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۶۹الا یا ساقیا انی لظمن و مشتاق
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۷۰ابناء ربیعنا تعالوا
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۷۱جود الشموس علی الوری اشراق
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۷۲حداء البشیر بشارة یا جار
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۷۳امسی و اصبح بالجوی اتعذب
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۷۴مررت بدر فی هواه بحار
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۷۵امروز مستان را نگر در مست ما آویخته
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۷۶ای جبرئیل از عشق تو اندر سما پا کوفته
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.