پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۶۱

بوقلمون چند از انکار تو

در کف ما چند خلد خار تو

یار تو از سر فلک واقف است

پس چه بود پیش وی اسرار تو

چند بگویی که همین بار و بس

چند از این چند از این بار تو

ای ز تو بیمار حبیب و طبیب

بسته ز ناسور تو تیمار تو

خورده می غفلت و منکر شده

بوی دهانت شده اقرار تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۶۳یا قمرا لوعه للقمرین سکن
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۶۴بوسیسی افندیمو هم محسن و هم مه رو
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۶۵الیوم من الوصل نسیم و سعود
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۶۶بگردان ساقی مه روی جام
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۶۷هم صدوا هم عتبوا عتابا ما له سبب
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۶۸یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۶۹الا یا ساقیا انی لظمن و مشتاق
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۷۰ابناء ربیعنا تعالوا
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.