پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۶۰

طیب الله عیشکم لا وحش الله منکم

حق آن خال شاهدت رو به ما آر ای عمو

دست جعفر که ماند از او بر سر کوه پرسمو

شبه مهجور عاشق من وصال مصرم

دست او را دهان بدی شرح دادی از آن غم او

می‌کند شرح بی‌زبان یا ظریفون فافهموا

ما همان دست جعفریم فی انقطاع الا ارحموا

جنبشی که همی‌کنیم جمله قسری است فاعلموا

جنبش آنگه کند صدف که بود جفت جوهر او

بس که گفتن دراز شد ذاحدیث منمنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۶۲پرده بگردان و بزن ساز نو
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۶۳یا قمرا لوعه للقمرین سکن
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۶۴بوسیسی افندیمو هم محسن و هم مه رو
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۶۵الیوم من الوصل نسیم و سعود
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۶۶بگردان ساقی مه روی جام
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۶۷هم صدوا هم عتبوا عتابا ما له سبب
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۶۸یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۶۹الا یا ساقیا انی لظمن و مشتاق
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.