پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۱۰

طرب اندر طرب است او که در عقل شکست او

تو ببین قدرت حق را چو درآمد خوش و مست او

همه امروز چنانیم که سر از پای ندانیم

همه تا حلق درآییم و در این حلقه نشست او

چو چنین باشد محرم که خورد غم که خورد غم

به سبو ده می خوش دم که قدح را بشکست او

شه من باده فرستد به چه رو می‌  نپرستم

هله ای مطرب برگو که زهی باده پرست او

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۱۲تو بمال گوش بربط که عظیم کاهل است او
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۱۳خنک آن جان که رود مست و خرامان بر او
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۱۴خنک آن دم که نشینیم در ایوان، من و تو
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۱۵گر رَود دیده و عقل و خرد و جان، تو مرو
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۱۶تن مزن ای پسر خوش دم خوش کام بگو
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۱۷چهرهٔ زرد مرا بین و مرا هیچ مگو
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۱۸همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۱۹من غلام قمرم، غَیر قمر، هیچ مگو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.