پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۰۹

ای ز رویت تافته در هر زمانی نور نو

وی ز نورت نقش بسته هر زمانی حور نو

کژ نشین و راست بشنو عقل ماند یا خرد

ساقیی چون تو و هر دم باده منصور نو

کی تواند شیشه ای را ز آتشی برداشتن

یا می کهنه کی داند ساختن ز انگور نو

می‌چشان و می‌کشان روشن دلان را جوق جوق

تازه می‌کن این جهان کهنه را از شور نو

عشق عشرت پیشه ای که دولتت پاینده باد

روز روزت عید تازه هر شبانگه سور نو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۱۱ز من و تو شرری زاد در این دل ز چنان رو
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۱۲تو بمال گوش بربط که عظیم کاهل است او
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۱۳خنک آن جان که رود مست و خرامان بر او
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۱۴خنک آن دم که نشینیم در ایوان، من و تو
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۱۵گر رَود دیده و عقل و خرد و جان، تو مرو
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۱۶تن مزن ای پسر خوش دم خوش کام بگو
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۱۷چهرهٔ زرد مرا بین و مرا هیچ مگو
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۱۸همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.