پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۰۸

ناله ای کن عاشقانه درد محرومی بگو

پارسی گو ساعتی و ساعتی رومی بگو

خواه رومی خواه تازی من نخواهم غیر تو

از جمال و از کمال و لطف مخدومی بگو

هم بسوزی هم بسازی هم بتابی در جهان

آفتابی ماهتابی آتشی مومی بگو

گر کسی گوید که آتش سرد شد باور مکن

تو چه دودی و چه عودی حی قیومی بگو

ای دل پران من تا کی از این ویران تن

گر تو بازی برپر آن جا ور تو خود بومی بگو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۱۰طرب اندر طرب است او که در عقل شکست او
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۱۱ز من و تو شرری زاد در این دل ز چنان رو
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۱۲تو بمال گوش بربط که عظیم کاهل است او
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۱۳خنک آن جان که رود مست و خرامان بر او
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۱۴خنک آن دم که نشینیم در ایوان، من و تو
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۱۵گر رَود دیده و عقل و خرد و جان، تو مرو
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۱۶تن مزن ای پسر خوش دم خوش کام بگو
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۱۷چهرهٔ زرد مرا بین و مرا هیچ مگو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.