پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۰۶

ای برادر عاشقی را درد باید درد کو

صابری و صادقی را مرد باید مرد کو

چند از این ذکر فسرده چند از این فکر زمن

نعره‌های آتشین و چهره‌های زرد کو

کیمیا و زر نمی‌جویم مس قابل کجاست

گرم رو را خود کی یابد نیم گرمی سرد کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۰۸ناله ای کن عاشقانه درد محرومی بگو
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۰۹ای ز رویت تافته در هر زمانی نور نو
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۱۰طرب اندر طرب است او که در عقل شکست او
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۱۱ز من و تو شرری زاد در این دل ز چنان رو
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۱۲تو بمال گوش بربط که عظیم کاهل است او
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۱۳خنک آن جان که رود مست و خرامان بر او
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۱۴خنک آن دم که نشینیم در ایوان، من و تو
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۱۵گر رَود دیده و عقل و خرد و جان، تو مرو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.