پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۷۱

هر چه کنی تو کرده من دان

هر چه کند تن کرده بود جان

چشم منی تو گوش منی تو

این دو بگفتم باقی می‌دان

گر به جهان آن گنج نبودی

بهر چه بودی خانه ویران

گنج طلب کن ای پدر من

دست بجنبان دست بجنبان

بوی خوش او رهبر ما شد

تا گل و ریحان تا گل و ریحان

ذره به ذره مشتریندت

گوهر خود را هین مده ارزان

موش درآید گربه درآید

گر بگشایی تو سر انبان

عشق چو باشد کم نشود جان

دور مبادا سایه جانان

باقی این را هم تو بگویی

ای مه مه رو زهره تابان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۷۳دلا تو شهد منه در دهان رنجوران
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۷۴مکن مکن که روا نیست بی‌گنه کشتن
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۷۵توی که بدرقه باشی گهی گهی رهزن
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۷۶به جان تو که از این دلشده کرانه مکن
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۷۷به من نگر به دو رخسار زعفرانی من
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۷۸چهار روز ببودم به پیش تو مهمان
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۷۹مقام ناز نداری برو تو ناز مکن
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۸۰چهار شعر بگفتم بگفت نی به از این
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.